بابرنامه ریزی یا بدون برنامه ریزی؟

Rate this post

 با برنامه ریزی یا بدون برنامه ریزی موضوعی جذاب برای کسانی است که به دنبال ریشه بی برنامگی خود در زندگی هستند:

شاید برایتان جالب باشد بدانید انجام برنامه ریزی برای همه ی افراد نیازی ضروری نمی باشد.

درست است که در کتاب ها و درسنامه های موفقیت می خوانیم مکتوب کردن برنامه های هفتگی و ماهانه یکی از عوامل مهم موفقیت به حساب می اید، اما این مهم را باید در نظر بگیریم:

یک نسخه را نمی توان برای همه پیچید!

ایا شمافرد مناسبی برای تهیه وداشتن برنامه ای مکتوب هستید؟

چنانچه فردی دچار اختلال وسواس باشد احتمالاً الزام به نوشتن برنامه از بین می رود.

در اختلالات شخصیت وسواسی و اختلالات وسواسی واختلالات وسواسی_جبری افراد مبتلا به افکار وسواسی کمال گرایانه می شوند.

هنگامی که می خواهند با برنامه قبلی کاری را اغاز کنند، دچار وسواس و نگرانی های متعددی می شوند.

اضطراب تنظیم برنامه به ناراحتی های اختلال افزوده می شود.

از کجا بدانم دچار یکی از اختلالات وسواسی به نام وسواس برنامه ریزی برای زندگی هستم؟

اختلال وسواس فکری_عملی دربرنامه ریزی هفتگی ماهانه یا سالانه:

این وسواس ها از دو قسمت ساخته شده است؛

وسواس ها و اجبارها.

ممکن است فرد دچار یکی از این علائم ویا هر دو علامت باشد.

در ادامه مقاله ی با برنامه یا بدون برنامه ریزی می خوانیم:

ویژگی های اختلال وسواسی_عملی در نوشتن برنامه هفتگی:

در این اختلال فرد دچار افکار و دغدغه های ذهنی و ازار دهنده ای می شود که برای جلوگیری یا کاهش ان ها ناچار است رفتارهایی انجام دهد.

این رفتارها معمولآ تکراری و به شکل خاصی اعمال می شوند.

و پس از انجام انها به فرد احساس ارامش دست می دهد.

وسواس ها یا اجبارها منشأ ایجاد افکار عصبی کننده،مضطرب کننده،ترسناک و مغشوش کننده هستند.

افکار وسواسی در رابطه بابرنامه ریزی و اجرای ان:

تکرار کلماتی درباره ی کامل و بی عیب و نقص بودن مکتوبات و دغدغه اینکه مبادا نتوانند برنامه را به انجام برسانند.

ترس های وسواسی در رابطه با برنامه ریزی و اجرای ان:

احساسات، نگرانی ها،هیجان های ناگهانی درباره ی اینکه مبادا کارهایم را نابه جا، نادرست و ناشایست انجام بدهم!

معیارهای تعیین شده توسط انها خودش عامل ایجاد ترس هایی می شود.

ترس از عدم موفقیت درانجام کارها مطابق معیارها.

ترس از ایجاد خطا در طول انجام اهداف.

معنای واژه وسواس:

علاقمندی و تمرکز  بر روی یک چیز لذت بخش یا مطلوب می باشد.

مانند وسواس موفقیت،وسواس برنامه ریزی عالی برای انجام بهتر کارها و وسواس زمان بندی.

اجبارها و اعمال وسواسی در حیطه ی برنامه ریزی:

هنگامی که افکار و ترس های وسواسی به ذهن فرد حجوم می اورند، او نیاز دارد یک سری اعمال انجام دهد تا از وسواس ها رهایی یابد.

مثلاً شمردن یا تکرار کردن عبارات و جملاتی خاص در ذهن.

اجبارها باعث کاهش موقت اضطراب ها درباره ی برنامه هفتگی و شک و تردید های ناتوانی در انجام امور تعیین شده می شوند:

وقتی فرد دچار اضطراب می شود که مبادا برنامه نوشته شده کامل و قابل اجرا نباشد، ممکن است بارها و بارها ان را پاره کند و از نو بنویسد.

مدام بندهای جدیدی به ان اضافه کند و ان را دوباره و دوباره بخواند.

این اعمال تکراری موقتاً اضطراب فرد را کاهش دهد.

وقتی احساس ترس و ناراحتی،شک وتردید به سراغ فرد وسواسی می اید نیاز به اطمینان جوئی و کاهش اضطراب ایجاد می شود.

مرور مطالب و تصحیح برنامه ها وقت گیر و خسته کننده است.

انچه درمان را سخت می کند:

افراد دارای اندیشه های وسواسی مستعد تجربه هیجانات منفی واحساسات ناخوشایند هستند.

نسبت به اکثر اتفاقات و افراد و حتی گاهی خودشان مشکوک و دارای دیدگاه منفی هستند.

سالها نسبت به خودشان، دیگران،و دنیا ادراکی غیر واقعی را تجربه کرده اند و در اکثر انها پذیرش غیر واقعی بودن تفاسیر و قضاوت ها علی رغم داشتن بینش بسیار سخت و دشوار است.

افکار وسواسی به همین جا ختم نمی شود؛ این افراد معمولاً خودشان را از لحاظ نظم، دقت و اگاهی برتر از افراد دیگر می دانند.

وقتی باورهای انها به چالش کشیده می شود، و درمانگران انها را  نسبت به بی پایه و اساس بودن افکارشان اگاه می کنند ، انها نگران این موضوع می شوند که بر گذشته ای که به خود و اطرافیان تحمیل کرده بودند چگونه خط بطلان بکشند!

گویا هویت انها زیر سوال می رود.

و معمولاً نداشتن دوستان صمیمی و ارتباطات قوی انها را بیشتر مستعد می کند این افکار را رها نکنند.

به این معنی که این افکار جزو دارائی هایشان محسوب می شوند.

وسواس چگونه ایجاد می شود؟

عوامل محیطی و عوامل ژنتیک هردو در ایجاد وسواس یا افکار وسواسی و شخصیت وسواسی نقش دارند.

معمولاً شروع وسواس های با زمینه ژنتیک از اوایل نوجوانی وبا عامل استرس زای بلوغ اغاز می شود.

یکی از عوامل مهم ایجاد وسواس یا افکار وسواسی تجربه عدم امنیت در دوران کودکی می باشد:درمان وسواس فکری

  • دوست داشته شدن مشروط؛
  • شرایط اجتماعی و اقتصادی نا مناسب؛
  • شرایط فرهنگی و اجتماعی نامناسب؛
  • سبک فرزندپروری کنترل گرانه؛
  • سبک فرزندپروری غفلت گرانه؛
  • تجربه ازار و اذیت روانی، جسمانی، عاطفی؛و…

دوست داشته شدن مشروط یعنی چه؟

هنگامی که والدین توجه و محبت خود را فقط به زمان هایی مؤکول می کنند که کودک دقیقاً خواسته های انها را براورده کرده باشد؛ کودک دچار عدم خودباوری و پذیرش خود شده و دائم به دنبال انجام وظایف و مسئولیت های مورد تأیید دیگران می باشد.

این روند باعث ایجاد وسواس فکری در پذیرش و انجام کارها می شود؛

به اینصورت که فرد فکر می کند اگر از عهده کاری برنیاید و یا در انجام کاری عالی نباشد مورد تنبیه یا عدم پذیرش واقع می شود.

یعنی فرد احساس ارزشمندی خود را به کامل بودن پیوند می زند.

بزرگ ترین تنبیه برای این افراد تأیید نشدن ازسوی دیگران می باشد.

تجربه عدم امنیت در کودکی چگونه باعث ایجاد وسواس می شود؟

وسواس در اصل نوعی اعمال کنترل بر خود، شرایط؛ و دیگران می باشد.

فردی با تجربه وسیع ناامنی این احساس را در خود نهادینه کرده و با عینکی از عدم اطمینان به همه چیز می نگرد.

عکس العملی که فرد بی اعتماد انجام می دهد:

شک کردن، کناره گیری گردن، به دنبال اطمینان جوئی بودن، چک کردن شرایط، سخت گیری و…

او می خواهد شرایط قابل کنترل باشند.

تمام تلاشش را می کند تا اضطرابی که از روز های غیر قابل کنترل کودکی در ناخوداگاهش احساس می کرده را دوباره تجربه نکند.

این افراد نسبت به در کنترل نبودن شرایط ترس یا بهتر است بگویم فوبی یا همان ترس بیمارگونه را تجربه می کنند.

برای مثال:

فرد به صورت ارمان گرایانه به دنبال موفقیت و پیشرفت می باشد؛

با وسواس و دقت به دنبال راه هایی می گردد که مطمئن باشد توسط اجرای انها بهترین نتیجه عاید خواهد شد.

برنامه ای تنظیم می کند تا طبق ان پیش برود؛

از فردا…از شنبه…از هفته بعد…و اجرایی کردن این برنامه سنگین و فشرده اراده اهنین لازم دارد و چه بسا اراده نیز محیا باشد؛ فرد پس از مدتی دچار خستگی یا به طور طبیعی باعقب افتادن از تعدادی از برنامه مواجه می شود.

اما این شرایط برای او یاد اور نداشتن کنترل بر شرایط و بالا رفتن احساس ترس و اضطراب می باشد.

فرد مضطرب تمرکز خود را ازدست می دهد؛

افکار فرد مضطرب:

  • شک نسبت به خودش؛
  • بدبینی نسبت به افرادی که برای مشورت انتخاب انتخاب کرده است؛
  • مسئولیت گریزی؛
  • احساس مسئولیت بیش از اندازه؛
  • خسته شدن و ناامیدی؛
  • رو اوردن به افسردگی؛
  • رو اوردن به میگساری و خوش گذرانی؛

و هر رفتاری به غیر از رفتار راهگشا و مؤثر.اضطراب

چنانچه دچار کامل گرایی وسواسی یا وسواس فکری ویا اختلال شخصیت وسواسی هستید، برای انجام موفقیت امیز اهداف چه اقداماتی بایدانجام دهید؟

  1. به صورت اگاهانه و عمدی خودتان را با ترس و اضطرابتان روبه رو کنید.
  2. اولین ترسی که باید با ان روبه رو شوید،برنامه ریزی نکردن است.
  3. هر روز نیم ساعت به صورت اگاهانه و عمدی به شک و تردیدهاو نگرانیهایتان فکر کنید.
  4. به غیر از زمان معین مجاز نیستید به قصه های ذهن قصه گوی خود گوش دهید.
  5. در هر روز فقط به انجام کارهای روز مره بپردازید و تفریح کنید.
  6. در تایم های ازاد بعد از انجام کارهای روزانه و تفریحات هر روز یکی از کارهای عقب افتاده را رسیدگی نمایید.
  7. به عمد و با اگاهی پروژه عقب افتاده را خیلی معمولی سرهم بندی کنید.چنانچه اگر قرار باشد ان را به کسی تحویل و یا نشان دهید ممکن باشد شمارا تحسین نکند.
  8. چنانچه درباره مربی یا درمانگر ویا والدین و رئیس و هر مرجع قدرتی احساس خشم یا تقصیر داشتید ان احساس را به زمان مقرر روزانه مؤکول نمائید.و در زمان های دیگر علی رغم شنیدن صدای طوطی سخن گوئی که سر شانه هر انسانی ممکن است رجز بخواند،ولی مورد توجه قرار نگیرد،شما نیز با این طوطی همراه نشوید.
  9. حداقل بیست و یک روز پروژه جدیدی قبول نکنید و فقط روی انجام کارهای نیمه تمام فوکوس کنید.

مدتی که اگاهانه از وسواس اول شدن و بهترین بودن دوری می کنید و اضطراب و تنش این مقابله درمانی را تحمل می کنید،منتظر همه نوع برخوردی باشید:

قرار نیست همه چیز صددرصد خوب پیش بره!

ممکن است اطرافیان شما از انجام ندادن عالی و بدون نقص شما شکایت کنند؛یا بر عکس،اهمیت چندانی ندهند یا اصلاً متوجه هم نشوند.

ممکن است تائید نشوید و یا کلی تشویق بابت اتمام کارهای نیمه کاره دریافت کنید!

اما هیچ کدام از اینها اهمیتی ندارد؛

تنها چیزی که اهمیت دارد این است که شما متوجه می شوید هیچ اتفاق عجیبی رخ نخواهد داد!

نه وقتی تأیید می گیرید و نه وقتی تأئید نمی گیرید!

ارزشمندی شما به تأیید دیگران نیازی نداردو شما انسان و ارزشمند هستید.

چنانچه وحشت از اشتباه و نقص شمارا دچار اهمال کاری و عدم پیشرفت کرده باشد می توانید با انجام این تمرینات به این روند و چرخه فکری معیوب خاطمه دهید.

ایا هر نوع فکر مشغولی وسواس فکری است؟

این که ما مدام فکر می کنیم دلیل بر وسواس فکری نیست!

اشتغال ذهنی ممکن است نتیجه ی عدم اعتماد به نفس و عوامل دیگر باشد.

ایا من درمان می شوم؟

در پاسخ به این سوال باید عرض کنم هر انسانی که از شرایط موجودش خسته شده باشدو در سطح خوداگاه و نا خوداگاه بخواهد تغییر کند قطعاً موفق خواهد شد.

ممکن است شما اکنون به معایب این نحوه تفکر اگاه شده باشید؛اما واقعاً تصمیم نداشته باشید ان را تغییر دهید!

زیرا مزایای این افکار و رفتارها برایتان مهم تر و با اهمیت تراز موفقیت می باشد!

ایا تعجب میکنید؟

به سوال های زیر صادقانه پاسخ دهید و شگفت زده شوید:

  1. ایا با انجام رفتارهای وسواسی از صمیمی شدن با بسیاری از افراد اجتناب می کنید؟
  2. ایا فرد یا افرادی را به خود وابسته می سازید؟
  3. ایه فرد یا افرادی را مجبور به انجام کاری می سازید؟
  4. ایا شرایط و افراد را با این روش وادار به اطاعت از خود می سازید؟
  5. ایا با این رویه همه مجبور می شوند تحت کنترل شما باشند؟
  6. ایا با تغییر روشتان بسیاریی از مزایای دیگر را از دست می دهید؟
  7. ایا با این روش مسئولیت کم کاری های خود را به گردن دیگران می اندازید؟

امیدوارم با خواندن این مقاله با دیدگاه شفاف تری به تفکرات بازدارنده و مسئولیت گریزانه مان بنگریم و با انجام تمرینات عملی ان از شر پرداختن افراطی به اندیشه وسواس گونه نوشتن برنامه هفتگی و انجام ندادن یا نیمه کاره رها کردن ان خلاص شویم.

از شما عزیزان دعوت می شود مقاله با عنوان هوش اخلاقی را مطالعه بفرمایید

لیلی نعیمی

روان شناس بالینی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *